اعماق و بستر تنگه هرمز، زیر همان آبی که اکنون محل مناقشهای جهانی شده، چیزی خوابیده است که نه در اخبار انرژی دیده میشود و نه در گزارشهای نظامی ردی از آن هست؛ ۵ کابل آسیبپذیر فیبر نوری زیردریایی، هر کدام کمی ضخیمتر از یک شلنگ آب که اتصال راهبردی دیجیتال کشورهای حاشیه خلیج فارس را با جهان ممکن میسازند.
به گزارش گام اقتصادی به نقل از مانا: این ۵ کابل، اروپا، آسیا و خلیج فارس را به هم وصل میکنند و حجم وسیعی از ترافیک اینترنت منطقه را نیز به دوش میکشند.
این زیرساخت راهبردی تا همین چند ماه پیش تنها موضوعی فنی و تخصصی بود از جنس اموراتی که مهندسان شبکه دربارهاش مینوشتند.
اما جنگ همه چیز را تغییر داده است تا این موضوع نیز به جمع موضوعات بحرانی مورد توجه خبرنگاران جنگ افزوده شود.
برای فهم آسیبپذیری این زیرساخت، باید ابتدا دریابیم که چرا طراحی آن اینگونه شکننده است؟ بر اساس گزارش «آنکتاد» پنج کابل زیردریایی موجود در تنگه هرمز از دریای عرب وارد میشوند، ابتدا در امتداد ساحل عمان فرود میآیند و از آنجا از طریق شاخههای توزیع، ایستگاههای اتصال ساحلی امارات، قطر، بحرین، عربستان، کویت و عراق را به هم وصل میکنند؛ اما با توجه به حساسیت تاریخی ایران به آبهای سرزمینی خود، تمام این کابلها در آبهای عمانی کابلگذاری شدهاند.
به عبارتی، راهبردیترین زیرساخت ارتباطی منطقه در باریکترین نقطه تنگه هرمز، دستهای از کابلهاست که در مسیری فشرده روی هم انباشتهاند. این تصمیم که زمانی منطقی به نظر میرسید حالا به بزرگترین ضعف ساختاری این شبکه تبدیل شده است. همه تخممرغها در یک سبد هستند و آن سبد در بستر یکی از بحرانیترین آبراههای جهان قرار دارد.
اهمیت این کابلها را نمیتوان از تحول اقتصادی منطقه جدا کرد. کشورهای حاشیه خلیج فارس در دهه اخیر میلیاردها دلار برای تبدیل شدن به قطب هوش مصنوعی و خدمات ابری منطقه سرمایهگذاری کردهاند.
ابتکارات هوش مصنوعی در مقیاس ملی در امارات و عربستان، به همراه زیرساختهای ابری گسترده، برای ارتباط با جهان به «جریان مداوم داده» و به همین کابلهای زیردریایی وابسته هستند. اتصال بینالمللی داده مرکزهای آمازون، مایکروسافت و گوگل که میلیاردها دلار در منطقه سرمایهگذاری کردهاند از همین مسیر میگذرد.
در این میان، یک پروژه نماد این وابستگی است: کنسرسیومی به رهبری مِتا، سیستم کابل ۴۵ هزار کیلومتری «آفریقا 2» را تکمیل کرده بود که قرار بود در ۲۰۲۶ فعال شود و عمان، امارات، قطر، عربستان، بحرین، کویت، عراق، پاکستان و هند را به یکدیگر وصل کند.
این برنامهها با آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران در هم شکست و شرکت فرانسوی شبکههای زیردریایی آلکاتل(ASN) که مسئول کابلگذاری بود، عملیات را متوقف کرد.
وضعیت کنونی از سه زاویه این زیرساخت را تهدید میکند.
نخست، خطر آسیب غیرمستقیم که اگر یک کشتی در تنگه هرمز و در نزدیکی محل قرارگیری کابلها آسیب ببیند، ممکن است لنگر خود را روی کابلها بکشد- مشابه اتفاقی که در دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ رخ داد- در آن واقعه کشتی که مورد حمله قرار گرفت، دو هفته لنگر کشید تا غرق شد و بدین سبب کابلهای اینترنتی قطع شدند. در وضعیتی بغرنجتر، در تنگهای که صحنه عملیات نظامی بالقوه است و مین در بستر آن کاشته شده، احتمال رخدادی مشابه دور از ذهن نیست.
دوم، تهدید عمدی که از آوریل 2026 نقشههای دقیق مسیر کابلها، ایستگاههای اتصال ساحلی و مراکز داده منطقه در میان اخبار جنگ منتشر شده است. کارشناسان این الگو را آشنا مییابند؛ اول انتشار نقشه و بعد عمل. در همین حال برخی رسانهها در داخل کشور پیشنهاد دادهاند در پاسخ به خصومت و خرابکاریهای دشمن علیه بخشهای غیرنظامی، عبور کابلها از تنگه هرمز باید مشمول مجوز و پرداخت عوارض به ایران شود.
سوم، ناتوانی در تعمیر کابلها که در صورت آسیب رسیدن به کابلها، کشتیهای تعمیرات تخصصی باید به محل آسیب برسند، کابل را از اعماق بالا بکشند، جوش بزنند و دوباره کابلگذاری کنند. این کار در شرایط عادی نیز امری ساده نیست و میتواند هفتهها طول بکشد.
در شرایط جنگی هیچ تضمینی برای حفاظت از این کشتیها وجود ندارد این در حالی است اکنون تنها یک کشتی تعمیرات تخصصی کابلهای زیرسطحی در داخل خلیجفارس مستقر است. به عبارت دقیقتر، اگر تنگه هرمز ناامن بماند، تعمیر کابلها عملاً غیرممکن میشود. این امری است که IMF و UNCTAD نسبت به آن هشدار دادهاند.
باید در اینجا یک تمایز مهم را روشن کرد که در بسیاری از گزارشها مبهم مانده است. حدود 17 کابل زیردریایی از دریای سرخ میگذرند که اکثریت ترافیک داده میان اروپا، آسیا و آفریقا را ممکن میسازند.
کابلهای تنگه هرمز در درجه اول کشورهای حاشیه خلیج فارس را سرویسدهی میکنند؛ بنابراین گزاره «تنگه هرمز شاهرگ اینترنت جهان است» دقیق نیست.
درستتر آن است که گفته شود تنگه هرمز شاهرگ اینترنت منطقهای است که تا پیش از تحمیل جنگ به ایران رویای تبدیل شدن به یکی از قطبهای دیجیتال جهان را در سر میپروراند.
همین تمایز با یک «اما» مواجه است؛ تنگه هرمز و دریای سرخ اکنون همزمان مختل شدهاند و این مسئله آینده اتصال اینترنتی در خاورمیانه، آسیا و اروپا را به طرز جدی در ابهام فرو برده است.
کابل SMW5 که یکی از طولانیترین سیستمهای کابل زیردریایی جهان است و سنگاپور را از طریق خاورمیانه به فرانسه وصل میکند، به دلیل اشکالات برطرفنشده در دریای سرخ در وضعیت تخریبشده کار میکند. کابل Tata TGN-Gulf نیز در حداکثر ظرفیت طراحی خود کار میکند و ترافیک اضافه را که از کابلهای ناپایدار دریای سرخ منتقل شده، جذب کرده است.
پشت این شرایط، یک تحول استراتژیک بلندمدت در حال شکل گرفتن است. ِمتا در پاسخ به این وضعیت، پروژه Waterworth را اعلام کرده است. بر اساس این پروژه، با استفاده از یک کابل 50 هزار کیلومتری، خاورمیانه به اصطلاح دور زده میشود و از طریق آن آمریکا، هند، آفریقای جنوبی و برزیل مستقیم به همدیگر وصل میشوند؛ اما این پروژه بلندپروازانه بزودی در دسترس نخواهد بود و سالها با تکمیل فاصله دارد.
در همین حال، در نشست شورای اتحادیه بینالمللی مخابرات(ITU) در ژنو، کشورهای حاشیه خلیج فارس از حمله مستقیم به یک ایستگاه اتصال ساحلی در امارات در اواخر مارس و از تعلیق عملیات تعمیر کابلها ابراز نگرانی کردند.
قانون بینالمللی دریاها کابلهای زیردریایی را در زمان صلح محافظت میکند. اما یک مقام ارشد صنعت کابلهای زیردریایی که در حاشیه نشست یاد شده با خبرنگاران صحبت کرد، اذعان نموده: «در زمان جنگ، کابلها میتوانند قطع شوند. وضعیت تنگه هرمز، وضعیت جنگی است. در این وضعیت قواعد عادی دیگر اعمال نمیشوند». این جمله، شاید صادقانهترین توصیف وضعیت فعلی باشد.